از صبح می خواهم با این واژه ها جمله بسازم و وبلاگ را آپ کنم.اما نمی شود.نمی توانم... .
دلم می خواهد بدانم در جغرافیای این جهان جای ما کجاست؟
از صبح می خواهم با این واژه ها جمله بسازم و وبلاگ را آپ کنم.اما نمی شود.نمی توانم... .
دلم می خواهد بدانم در جغرافیای این جهان جای ما کجاست؟
از بچه هام خبر دارم تا حدودی ۹۹٪ مثل من اند.
مصی وادارم می کند برم سر درس. "جامعه شناسی آنتونی گیدنز".جزوه ام رو باز می کنم دریغ از یک کلمه درس!!!تماما گزارش است از فعالیتهای جانبی بچه ها:
۱. موقع مبحث فرهنگ موبایل یکی از بچه ها مدام زنگ می خورد .
۲.استاد وقتی مثال می زند خیلی ذوق می کند.
۳.سر مبحث اجتماعی شدن وروجک با خودش یک حبه قند آورد وما باهاش تاس بازی کردیم(البته اول علامتگذاری کردیم)
۴.استاد در دوران دانشجویی اش یک کتری داشته که کاربری های زیادی داشته!!
.....
کل جزوه من پر است از این نکات نغز!!
البته لازم به ذکر است که من استعداد عجیبی در نمره گرفتن بدون درس خواندن وبدون تقلب دارم.خب چه می شود ما اینیم دیگه....
سر امتحان نهایی کلاس پنجم موضوع انشا رو خوب متوجه نشدم برای همین در مورد تاریخ انقلاب فرانسه وگفته مشهور ماری آنتوانت (مبحث نان وشیرینی) چیزهایی نوشتم.الان که قیافه تصیحیح کننده رو تجسم می کنم دلم می سوزد
آخرین شاهکارم هم امتحان پایان ترم پیش بود که در جواب تحولات فرهنگی چیست؟آتاتورک واقداماتش را مثال زدم(البته این یکی خیلی بی ربط نبود نه؟)
حالا هم با این امید به توانایی نشستم پشت کامپیوتر...
پ.ن:دیروز با بچه ها رفتیم خانه هنرمندان ،برای دیدن کارهای آقای کیانیان خیلی جالب بود.بعد با کلی پیاده روی رفتیم گالری مهروا برای دیدن جعبه های آقای پسیانی. نمیدونم چرا با دیدن کارهای شان یاد مارسل دوشان افتادم؟!خب لابد کسی که از برق بیاد سراغ هنر درکش همین قدره!!!!!!!!!!!!!
