تبليغاتX
پابرهنه در بهشت

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران

درتاریخ 26 تیر 1386 گزارش صدور حکم اعدام «عدنان حسن پور» روزنامه‌نگار و عضو هیات تحریریه هفته‌نامه توقیف شده آسو و «عبدالواحد(هیوا) بوتیمار» فعال مدنی از سوی دادگاه انقلاب سنندج در رسانه‌های جمعی منتشر شد.
صدور این احکام از سوی دادگاه ایران در این زمان حساس می‌تواند دستاویزی برای دشمنان این مرز و بوم باشد تا از آن ملعبه‌ای بسازند و به خود اجازه دهند در خصوص امور داخلی کشور ما اظهار نظر کنند.
با توجه به اینکه بنابر قوانین جاری کشور و حدود الهی دین مبین اسلام اعدام بالاترین حد مجازات می‌باشد، لذا ما امضا کنندگان زیر به عنوان نماینده روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی، دانشجویان و مردم ایران از معظم‌له به عنوان عالی‌ترین مقام کشور درخواست داریم با درایت و مصلحت سنجی خود جهت نشان دادن عطوفت حکومت الهی به جهانیان دستور لغو و یا تخفیف مجازات این دو نفر را صادر فرمائید.

 

دوستان عزیز این جا را امضا کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 13:21  توسط جودی آبوت  | 

۱۴ مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت خواه مشروطه ۱۰۱ ساله می شود

                                                          اما

۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که

هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند. محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.

به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند" تغییر دهیم.

منم از دوستان خوبم این حمایت را در خواست می کنم:

رضا مهر عليان،الناز مظاهري،پارسا فرزين،سجاد نيكنام،محمد رضا عطايي،عباس،محمد صبا.بیتا یاری،میثم باریکانی،فروغ،پیام۰

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 9:46  توسط جودی آبوت  | 

مگر چند ستاره ي ديگر

به قد قامت صبح مانده است؟

از كفشهايي كه جفت كرده ام كنار در،گرفته

تا همين نگاهي

كه سنجاق شده به آيينه ي روبرو

و سيگارهاي مدام

كه هي آتش مي زند از درون،

من صدايي مي خواهم

براي دوباره شنيدن، مي فهمي؟

مگر چند دقيقه ديگر

باقي از اين شب مانده است؟

بيچاره مادرم

كه هميشه

مرا بيچاره مي داند

وهيچ نمي داند

كه از اين درياي بي يا

دري براي من باز خواهد شد

تا بيابمت.

بگو،

چند موج ديگر

به ساحلت مانده است

كه زنده بمانم؟

 

"امیر آقایی"

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 2:11  توسط جودی آبوت  | 

NO WAR